سرپيچی

بعضی وقتها یه حس شیطنتی زیر پوستم وول میخوره که دلم میخواد سرپیچی کنم ! یعنی اون کاری رو بکنم که دلم میخواد ٬ حتی اگر از نظر خیلی ها خوب نباشه . گاهی وقتها حس خوبیه سرپیچی کردن و حرف گوش کن نبودن ...

یاد اون جوک بی مزه قدیمی افتادم که یه نفر داشته واسه دوستهاش ماجرای دزدی خونه شو تعریف میکرده : ' دزده با گچ یه دایره کشید وسط حیاط ٬ منو تهدید کرد که وایسا وسط این دایره اگه پاتو بذاری بیرون پدرتو در میارم ... '

دوستهاش میگن : 'یعنی تو هیچ کاری نکردی وایسادی تا همه چیز و ببره ؟ خوب دزده رو میزدی درب و داغون میکردی ...' یارو میگه : ' اختیار دارین ٬ من که به حرفش گوش ندادم ٬ وقتی حواسش نبود چند بار پامو از دایره گذاشتم بیرون ! '

الغرض ٬ جریان سرپیچی کردن من هم یه چیزی تو همین مایه هاست !

/ 5 نظر / 20 بازدید
مصطفی

این یارو رشتی نبوده ؟

صالح فروم

http://www.salehforum.com سايتی برای همه چيزی که شما احتياج داريد! هرچيزی که بخوايد توی سايت ما هست. ايميل ۲۰۰۰۰ کاربر اينترنت ايرانی معرفی وبسايت و وبلاگ خودتون محيطی دوستانه و دوست داشتنی! از همه شما و کسايی که اين صفحه رو می خونن دعوت می کنم يه بار هم که شده سری به اين سايت بزنيد. شايد مشکلات شما در اينترنت و خيلی چيزاي ديگه با ديدن اين سايت رفع بشه. امتحانش مجانيه!

مهران (اولين قلب آبي)

سلام... فكر نمي كنم پشيمون شده باشم از اينكه به وبلاگ شما سر زدم....... به نظرم مي تونيم دوستاي خوبي براي همديگه باشيم... خوشحال ميشم به من سربزني شايد ياد روزاي خوب قديما كه وبلاگ اولين قلب آبي پاتوق بروبچ پرشين بلاگ بود زنده بشه........ دوست دار تو.... دوست جديد مهران [چشمك]

حميده

به قول شهیار قنبری : ما با بی بند و باری به شدت موافقيم !