پرتو نگاه

از اونجایی که فعلا خودم حس و حال حرف زدن ندارم و ... و ... و به تازگی کتابی را تمام کرده ام که ازش خوشم آمده ... بنابر این از کتاب حرف میزنم : 

همه ما نیاز به پرتو  " نگاه " داریم و برحسب نوع نگاهی که در زندگی خواستار آنیم ٬ میتوان ما را به چهار گروه تقسیم کرد :

نخستین گروه تعداد بیشماری از چشمان ناشناس را می طلبند و به عبارت دیگر خواستار نگاه عموم مردمند . مثل خوانندگان ٬ ستارگان سینما ٬ روزنامه نگاران و ...

گروه دوم کسانی هستند که اگر در پرتو نگاه جمع کثیری از آشنایان نباشند هرگز نمی توانند زندگی کنند . اینها خوشبخت تر از گروه اول هستند ٬ زیرا افراد گروه اول اگر مستمعین خود را از دست بدهند ٬ تصور میکنند که روشنایی در عرصه هستی آنها خاموش شده است و این چیزی است که دیر یا زود ٬تقریبا برای همه آنان ٬ اتفاق می افتد . اما اشخاص گروه دوم همیشه موفق می شوند برای خود نگاههایی به دست آورند .

گروه سوم کسانی هستند که نیاز دارند در پرتو چشمان یار دلخواه خود زندگی کنند . وضع آنها به اندازه افراد گروه اول خطرناک است ٬ کافیست که چشمان یار دلخواه بسته شود تا عرصه هستی آنها نیز در تاریکی فرو رود .

گروه چهارم ( نادر ترین گروه ) کسانی هستند که در پرتو نگاههای خیالی موجودات غایب زندگی میکنند . افراد این گروه اغلب در رویا به سر میبرند .

  بار هستی -  میلان کوندرا 

پ.ن : البته اگه میشد من در مورد این نظریات یه کم با " میلان کوندرا " بحث کنم خوب بود !

/ 5 نظر / 5 بازدید
مصطفی هيچکس

سلام ليدای عزيز بايد بگم من اين چند دسته رو خوندم البته اگه ميشد با کوندرا بحث کرد که خوبتر ميشد به هر حال اين نوشته يک واقعيت است که هميشه آدم های متفاوتی می بينيم ممنونم

***

خانم پر احساس و خوش فکر . بايد بگم اولين نفری که تو وبلاگ کجا چرا کجا پيغام گذاشت شما بودين . همين که دوباره اومدين و يادداشت گذاشتين همون شور و شوق اولين پيام رو بهم ارزونی داشتين . زندگيتون زيبا

samira

سلام ليدا قشنگ است

مسافر

يا هو گر چه ياران فارغند از ياد من از من ايشان را هزاران ياد باد سلام مگه ميشه شما رو فراموش کنم ممنون که تو اين سال جديد به دوستای قديمی سر زدين بازم منتظر تون هستم يا حق

احمد

يه سوال، كوندرا در مورد اينكه كسي ميتونه گروه خودش رو عوض كنه يا نه، چيزي ننوشته بود؟